سردر گم(رباعی)
یک عمرگذشت و راه را کج دیدیم
اندیشه خطــا، نگــاه را کج دیدیم
دنبال خـــدا میـان مسجد بودیم
سردر گم «لا» ، «اله» را کج دیدیم
+ نوشته شده در 2013/7/22 ساعت 4:6 توسط رحمن ايزدي فر
|
یک عمرگذشت و راه را کج دیدیم
اندیشه خطــا، نگــاه را کج دیدیم
دنبال خـــدا میـان مسجد بودیم
سردر گم «لا» ، «اله» را کج دیدیم
از صورتک از نقاب وحشت دارم
از عکس میــان قاب وحشت دارم
چون گم شده ای اسیر دست برهوت
آشفتـــه ام از سراب وحشت دارم
وقت است که از راه خطا برگردی
با توبه دوباره پیش مــا برگردی
از هـروله ی کـــویر بی آبی ها
تا چشمه ی فیض «ربنا»برگردی
از چشمه ی ربنا وضویی بکنیم
بر قبله ی اهل راز رویی بکنیم
»سبحانک لا اله الا» گویان
برخیز دوباره گفتگویی بکنبم