روح دین

مرگ آمده نستعین ما را برده

کفر آمده روح دین ما را برده

                            «یارب مکن از لطف پریشان مارا»       ابوسعید          

شک پنجه زده یقین ما را برده

شجریان

«بیداد» بخوان، لحن صدایت خوب است

از «شور» بخوان که های هایت خوب است

از عشق بگو که قلب ها آشوبند

تحریر نوای «ربنایت» خوب است

چشمت

سرسبز ترین منظره ها درچشمت

آواز ترین حنجره ها درچشمت

یک چشم به هم زدن برایت کافی است

تا بازشود پنجره ها درچشمت

فانوس به دست صبح لبخند توییم

 دیوانه وشیدایی وپابند توییم

یک سال دویدیم وندیدیم تورا

 عید آمدوما هنوز اسفند توییم

ژست الکی

شیرینی و عکس نمکی هایت را

آیینه و ژست الکی هایت را

حالا که تو را فقط خودت می فهمد

با عشق بگیرعکس تکی هایت را

دهقان فداکار

بیمار و خراب وبیقرارت هستیم

شرمنده ی لطف بیشمارت هستیم

آسوده شما بخواب در کوپه که ما

دهقان فداکار قطارت هستیم

امسال

خوب است  اگر زرنگ باشم امسال

شرین لب وشوخ وشنگ باشم امسال

از دیدن تصویر خودم می ترسم

بگذار کمی قشنگ باشم امسال

لبخنده غنچه

سرو قد تو اوج خضوعش زیباست

لبخنده ی غنچه ی  شروعش زیباست

همصحبت تابیدنی وهمدم صبح

چشمان تو هرصبح طلوعش زیباست

رنج فراوان

حیف است که در رنج فراوان باشیم

آشفته وحیران وپریشان باشیم

با اینکه دلی خراب وعاشق داریم

حق نیست چنین بی سروسامان باشیم

نیرنگ

آنان که به ما تهمت این ننگ زدند

بین من وتو دست به نیرنگ زدند

هرگوشه که می روم شکستم حتمی است

از بس که به آیینه ی ما سنگ زدند

دم وبازدم

این دوره ی ده روزه که از جنس غم است

آشفتگی بین دم وبازدم است

بی روی تو زندگی سراسر ظلمات

 پایان شب سیاه زلفت عدم است