y
آن روز علی بهار زیبایی بود
سرسبز ترین شعر اهورایی بود
از قلّه ی« من کنت» چو بالا می رفت
چون قامت سروها تماشایی بود
***
آهنگ تو رنگ کبریایی دارد
ذکر لبت آهنگ خدایی دارد
با تیغ دوسر شور به پا کن مولا
دستان تو نیروی خدایی دارد
***
هرچند که راه عشق ناهموار است
آیینه ی عاشقی پر از زنگار است
برگستره ی شب زده ذهن زمین
خورشید تو غیر قابل انکار است
***
در جــام غدیر باده ی ناب افتاد
خُم در تب وتاب آمد وبی تاب افتاد
خورشید که با ماه قرین می گردید
یک عکس قشنگ وناب در قاب افتاد
***
همرنگ دل ما شده ای برکه
از خنده چو گل وا شده ای ای برکه
ازجام غدیر باده بر لب داری
چون آینه زیبا شده ای ای برکه
***
تامست وخراب باده ی توحیدیم
بالنده تر از ترنّم امّیدیم
ازهیچ شبی نیست به دل پروامان
ما دست به دست بیعت خورشیدیم
+ نوشته شده در 2016/9/17 ساعت 0:18 توسط رحمن ايزدي فر
|
وبلاگی را که در حال دیدن آن هستید این جانب رحمن ایزدی فر کارشناس ارشد ادبیات فارسی راه اندازی کرده ام. من فرهنگی هستم دبیر ادبیات دبیرستان های شهرستان شوش دانیال در استان خوزستان. هدف من در این وبلاگ اول درج تعدادی از اشعارم وبعد مباحث مختلف ادبی است.