ای شاه روز وشب تواگر حق و حق کنی

تفسیر قل اعوذ برب الفلق کنی

قرآن برای ما توهزاران ورق کنی

در نزد حق شکایتی از ما خلق کنی

یکجو اثر به این دل سنگم نمی کند

آمد به شان باب کبار تو هل اتا

بر شان جدت آمده یاسین و الضحی

دائم تو حمد و سوره بخوانی برای ما

یکجو اثر نمی کند اصلا ومطلقا

اینها قبول شمر ستمگر نمی کند

والمرسلات جد تو شد ختم مرسلین

 والنازعات ناز پرور زهرا ئی ای حسین

این لشگری که هست به دور تو چون نگین

ریزند خون حلق تو ای شاه بر زمین

بر بی کسیت رحم لشگر کافر نمی کند

والشمس و والضحاست حسین روی انورت

والیل موی توست  ز طاهاست افسرت

از هل اتا ست خوی تو و خلق برادرت

این لشگری که هست معین برابرت

امروز می برند زقفا راس انورت

رحمی به حال زینب مضظر نمی کند

ما مخبریم جد تو شاها پیمبر است

بابت علی است ساقی صهبای کوثر  است

چون مادر تو فاطمه خاتون محشر است

نی شرمم از خدا نه از روز محشر است

شرمی ز روی ساقی کوثر نمی کند

ای شاه تاجدار تو شانت بیان کنی

تفسیر هل اتا بر پیر و جوان کنی

این التماس چیست که بر این و آن کنی

زاری برای  قطره آب روان کنی

جز نیش خنجر آب لبت تر نمی کند